براي تحليل هر رويداد سياسي ، ابتدا بايد گزاره هاي كاملاً صحيح را جدا كرده و سپس بر مبناي آنها قضاوت كرد.اگر چه ما هر چقدر هم تلاش كنيم تحليلي كه ارائه مي دهيم خالي از فرضيات نامطمئن نمي تواند بود.
حقايقي كه به اين تحليل كمك مي كنند را مي توان در ارتباط با چهار نقطه از دنيا دسته بندي كرد:
1- ايران: آقاي لاريجاني استعفا داده است. آخرين مصاحبه لاريجاني درباره فاش كردن اين حقيقت در مورد سفر پوتين بوده كه پوتين به ايران يك ” پيام هسته اي” داده است.آقاي احمدي نژاد با يك روز فاصله اين موضوع را تكذيب كرد. موضع آقاي احمدي نژاد با هماهنگي بيشتر صورت گرفته و در جهت خواست حكومت براي پنهان كردن موضوع ” پيام هسته اي” بوده است. توجه به اين نكته كه نه تنها موضوع پيام بلكه اصل وجود آن تكذيب شده نشان از اهميت بسيار زياد آن دارد.
2- روسيه: آقاي پوتين در اجلاس خزر در تهران شركت كرد در حالي كه اين اجلاس از نظر حل مشكلات موجود دستاورد مهمي نداشته است.اصولاً روسيه در درياي خزر مشكل حل نشده زيادي ندارد چون به قول خودشان با قراردادهايي كه بسته اند تكليف “خزر شمالي” را مشخص كرده اند.
روسيه در تلاش براي متقاعد كردن آمريكا براي صرف نظر از سيستم دفاع موشكي ناكام ماند.سپر دفاع موشكي – كه مانند يك ديوار آتش عمل مي كند: موشك هاي شرق به غرب نمي توانند از آن عبور كنند ولي موشك هاي غرب به شرق مشكلي با آن ندارند- تهديد آشكار امنيت ملي روسيه، هند، چين و در يك كلام دنياي شرق خواهد بود. بهانه آمركا فقط و فقط تهديد ايران است.
3- آمريكا: تا پايان رياست جمهوري آقاي بوش كمتر از يك سال و نيم باقيست. جمهوري خواهان در ضعيف ترين دوران خود از نظر محبوبيت قرار دارند. شروع هر جنگ – و حتي آشفته ماندن وضعيت عراق – موجب بالا رفتن راي جمهوري خواهان خواهد بود چون مردم آمريكا به دليل سوابق تاريخي دو حزب اعتقاد دارند كه جمهوري خواهان براي شرايط جنگي مناسب تر هستند.
جنگ عراق باعث ضعيف شدن اقتصاد آمريكا و كاهش محبوبيت حزب جمهوري خواه شده و هنوز در مقابل اين همه هزينه چيزي كه ارزش آن را داشته باشد به دست نياورده اند.
4- منطقه خاورميانه: تمام نفتي كه در دنيا تا به حال كشف شده – به غير از آنچه در خاور ميانه است-در 30 سال آينده به انتها مي رسد. اگر از جزيره فاو دايره اي به شعاع 250 كيلومتر رسم شود، 70% نفت كشف شده جهان در اين دايره قرار دارد.
هر كس اين دايره را كنترل كند مي تواند اقتصاد و سياست جهان را در دست بگيرد. آمريكا با فتح عراق، كنترل 85 درجه از دايره مذكور را در دست دارد و با اشغال احتمالي ايران با احتساب كف خليج فارس نزديك به 180 درجه ديگر را كنترل خواهند كرد.
از مجموع اين گزاره ها مي توان چنين استنتاج كرد كه:
1- پيشنهاد پوتين: پوتين با در نظر گرفتن واقعيات موجود به اين نتيجه رسيده است كه حمله به ايران بخشي از برنامه حريف است و مي داند كه اين حمله با كنترلي كه آمريكا و اروپا بر نفت و گاز ايران به دست مي آورند و اقدامات جنبي آن مثل سپر دفاع موشكي، پايان امپراتوري روسيه خواهد بود.
از طرفي پوتين درك مي كند كه ايران براي حفظ حكومت موجود و رسيدن به امنيت كذايي، نيازمند دستيابي به سلاح هسته اي و يا حداقل توان بالقوه ساخت آن است. براي روسيه از منظر اقتصاد و سياست ، ايران هسته اي خطرناك تر از حضور آمريكايي ها در ايران يا يك جنگ طولاني با ايران نيست.
پس پيشنهاد يك معامله بسيار مهم را مطرح مي كند. غني سازي در روسيه تنها پوششي بر اصل پيشنهاد است كه قرار بوده هيچ وقت علني نشود.
2- استعفاي لاريجاني: پيشنهاد پوتين هيچ وقت علني نخواهد شد و خواست طرف روسي اين بوده كه علني نشود. اشتباه لاريجاني در لو دادن قضيه آنقدر بزرگ بوده كه استعفا… نه حكم تعويض او از طرف بالاترين مقامات صادر شده است.
اين اشتباه كه از سر لج بازي و هيچ انگاري احمدي نژاد صورت گرفته، همه حساب و كتاب ها را به هم ريخته است. در كل محمود احمدي نژاد در حد و اندازه حذف لاريجاني نبوده و اين اشتباه است اگر او را عامل اين تغيير بدانيم.
3- آينده موضوع هسته اي ايران : ايران اگر مطمئن شود كه طرف روسي در مورد قسمت بكلي سري پيشنهاد خود جدي است، اين پيشنهاد را خواهد پذيرفت و غني سازي در خاك روسيه به زودي در كانون تبليغات حكومت قرار خواهد گرفت.