شيعي گري به عنوان شكلي از انحراف مذهبي كه خاستگاه ايراني دارد نه تنها باعث بروز دودستگي و اختلاف در صفوف مسلمانان و تضعيف آنان در برابر دشمنان بيروني در طول چند صد سال اخير گشته است بلكه در زمان حاضر به عنوان مهم ترين عامل جنگ و برادر كشي در كشورهاي با مذهب دوگانه مانند عراق و افغانسان شناخته مي شود.
پيروي از مذهب شيعه اگر چه در دوره اي باعث اقتدار ايرانيان گرديد اما در نهايت و پس از سيصد سال با انقلاب اسلامي تمامي ارزشهايي كه در طول ساليان براي ايرانيان ايجاد كرده بود را از ايشان سلب نمود. حكومت مذهبي ايران در زمان حاضر يكي از غير دموكرات ترين و ضد مردمي ترين حكومت هاي جهان است كه بر مبناي تعبيرات افراطي و انحراف از آموزه هاي عميق اسلامي شكل گرفته است. در اينجا تحليلي در خصوص ريشه هاي اصلي اين انحراف آورده مي شود.
در اولين قدم بايد توجه نمود كه شيعي گري بيشتر از همه در جغرافياي فارسي زبان و بخشي از عراق كه در دوره هايي در تسط ايرانيان بوده شكل گرفته است. بيش از 90 درصد شيعيان در ايران، افغانستان، تاجيكستان و عراق سكونت دارند و اين قضيه كه تقريبا تمامي اين سرزمين ها بخشي از ايران بزرگ قبل از اسلام بوده اند به هيچ وجه نمي تواند اتفاقي باشد. اينها همچنين همگي در محدوده حكومت صفوي بوده اند كه تقريبا مرزهاي خود را بر مرزهاي ساسانيان منطبق كرده بود.
چهارچوب اوليه اين مذهب و ساختار خانوادگي و نسل به نسل آن برمبناي ذهنيت ايراني در انتقال موروثي صفات و برتري ها شكل گرفته است. ايرانيان از سالها قبل پادشاهان را داراي فره ايزدي مي دانستند كه از پدر به پسر منتقل مي شود. امامت متناظر با همين فره ايزدي است و تنها نام آن تغيير كرده است.
همه اين خرافه ها كه دختر و همسر محمد را اشرف زنان عالم مي دانند و داماد او را مردي قهرمان و سياست مدار و عادل و بدون كمترين اشتباه و لغزش و نيز فرزندان او را تا چندين نسل معصوم و مرتبط با خدا مي انگارند – و حتي ايشان را از پيغمبران الهي برتر مي دانند- همگي علائم و نشانه هاي انحراف است چون براي هيچ كدام از اين فرضيات دليل منطقي و عقلاني وجود ندارد. اينكه خداوند عالم خانواده اي و نسلي را چنين ويژگي هايي ببخشد و ايشان را نسل به نسل بدون توجه به شخصيت و ميزان تلاش و مجاهدت و حتي قبل از تولد امام و پيشواي ديگران قرار دهد با اصل عدالت خدا كه شيعيان بر آن تاكيد دارند در تضاد است.
اين مذهب كه در حدود سده اول اسلامي با فعاليت هاي جعفر بن محمد كه امام پنجم شيعيان محسوب مي شود شكل گرفته، به عنوان جايگزيني در برابر سيستم خليفه گري مطرح شده است ، اما به عنوان يك آلترناتيو سياسي – مذهبي ، بسيار كم رنگ و بي اثر بوده است.
شيعي گري بر مبناي يك الزام سياسي در زمان شاه طهماسب صفوي قدرت گرفته و با حربه زور و كشتار ريشه دوانده است. شاه طهماسب كه هدف برپايي حكومتي در برابر تركان عثماني را داشت- كه در آن زمان مركز جهان اسلام و مدعي خلافت بود – مذهب شيعه را به عنوان مستمسكي براي ارائه تزي جديد در برابر دربار خليفه و عاملي براي اتحاد ايرانيان مورد استفاده قرار داده است. او در شهر تبريز چند هزار نفر را – كه تا چهل هزار نيز روايت شده است- به دليل سني بودن به كام مرگ فرستاد. بدين ترتيب و با قدرتي كه صفويان در اختيار مبلغان شيعه قرار دادند اين مذهب با سرعت در ايران رشد كرد و به دليل در نظر گرفتن مولفه هاي ايراني به خوبي در جامعه آن زمان ايران بسط و گسترش يافت.
همانطور كه بسياري از محققان اشاره داشته اند بسياري از مراسم و سنت ها و اعتقادات در مذهب شيعه شكل تغيير يافته مراسم و سنت هاي ايران قديم و مرادف با همانهاست و نمي تواند از كذب و خرافه عاري باشد.
به عنوان مثال مراسم عاشورا كه بزرگترين فستيوال عزاداري مردم در جهان مي باشد شكل تغيير يافته سياووشان است كه مراسمي متعلق به دوران ساساني و قبل از آن مي باشد و از قضا اين عمل گريستن و آه اسف خوردن به شدت بر روحيه ايراني منطبق است.راستي رمز اينهمه اشك و نوحه و مصيبت خواني چيست؟ ذهنيت ايراني كه به دليل جنگ ها و شكست هاي بيشمار در طول چند صد سال قبل از حكومت صفوي به ذهنيتي شكست خورده و عصباني ،احساس مظلوم بودن و شاكي از همه دنيا تبديل شده بود ناگهان با قهرماني مانند علي مواجه مي شود كه مظلوم دو عالم است و حق او را خورده اند و همسرش را لاي در و ديوار مضروب كرده اند و پسرانش را يكي با زهر و ديگري به شمشير كشته اند. چه قهرمان هاي متناسبي. درست مانند ايرانيان كه همه دنيا به آنها ظلم كرده و حق ايشان را خورده است. پس همذات پنداري مي كنند و مي گريند و افسوس مي خورند و احساس خوبي به ايشان دست مي دهد. از اين دست قراين بسيار است.
امروزه ايرانيان بيشتر از هر كسي متاثر از اين انحراف مهم سياسي مذهبي هستند. اين انحراف نه تنها ساختار قدرت غير پاسخگو و ديكتاتور مآبانه اي چون ولايت فقيه را براي ايشان به ارمغان آورده است بلكه لحظه لحظه زندگي ايشان و هر روز و شب شان را در اختيار گرفته است. به عنوان يك مثال تصور كنيد كه ايرانيان در طول يك سال روزهاي زيادي را بايد صرف عزاداري براي كساني كنند كه بيش از هزار سال قبل از دنيا رفته اند. تمام شهر سياه پوش مي شود و علم و كتل ها به هزينه مردم راه مي افتند و نسل پشت نسل بايد گريه كنند و سياه بپوشند و اظهار ناراحتي كنند.و حتي اگر كسي نخواهد به اين مسائل فكر كند راديو و تلويزيون در تمام مدت آهنگ هاي غم انگيز پخش مي كنند و تصويرهاي سياه پوشان و نوحه خوانان را نمايش مي دهند. تنها به سرمايه اجتماي شادي و نشاط فكر كنيد كه در اين بين لگد مال مي شود.
با وجود همه اين مسائل امكان رفع اين مسئله در زمان حاضر وجود ندارد وعلاوه بر دستگاه معظم تبليغاتي ملايان حاكم بر ايران، اذهان پيروان اين مذهب و علي الخصوص ايرانيان در چند صد سال اخير چنان با خرافات آغشته و آكنده شده است كه امكان ايجاد تغييري اساسي در ايشان در كوتاه مدت غير ممكن به نظر مي رسد. كاري كه امروز توصيه مي شود تلاش براي انجام كار فكري و روشنگري است تا بلكه در دراز مدت اذهان بيدار و وجدان هاي هوشيار بتوانند بر متحجران كج انديش غلبه كرده و ابزار تحميق خلق و كسب قدرت نامشروع را – كه همانا شيعي گري و اصولگرايي منتج از آموزه هاي آن است- از ايشان سلب نمايند.
پي نوشت: قاعدتا اينها مورد تاييد صاحب اين وبلاگ نيست و تنها براي اينكه مورد قضاوت قرار گيرد در اينجا انتشار مي يابد. اين نوشته در بيشتر قسمت ها برگرفته از آراي كسروي است ولي به هر حال براي زمان حاضر تنظيم شده است.