بایگانیِ اکتبر, 2008

پشت صحنه101

اکتبر 21, 2008

همه چيز اين مملكت با دروغ و دغل پيش مي رود. اثبات ديگري اينبار از پشت پرده مسابقه پر طرفدار 101. با هم اخبار كاملا موثق از پشت پرده رو مرور مي كنيم:

1- خانوما لطف كنن حجابشون رو رعايت كنن. برنامه ما به يه ” مو ” بنده.

2- آقايون خانوما .. سوالاي مذهبي رو بايد حداقل 60 درصد درست جواب بدن. برا همين سوالاي سخت رو خودمون جوابشو مي گيم.

3- اي بابا تعدادتون كمه .. خب ما يه سري آدم داريم كه برا همين كاره. الان مي گيم بيان 100 تا رو پر كنن.

4-سوال مذهبي پرسيده مي شود به عنوان اولين سوال. شركت كننده اشتباه جواب مي دهد… كات آقا كات… آقا مگه نگفتم جواب درست گزينه ب هست؟ دوباره مي گيريمممممممممممممم. .. ( شركت كننده: فكر كي كنم گزينه ب باشه. مجري: مطمئنيد؟ شركت كننده: بله فكر مي كنم… با ترديد دكمه را مي زند! ما ملت چه زود بازيگر مي شويم… ) مجري : به به همه چراغها هم كه سبز است.

5- مجري به شركت كننده : خانوم شما مقنعه تون خوبه اما مانتوي شما بايد گشاد و مشكي باشه. لطف كنيد مانتوتونو با اون خانومي كه اونجا نشستن عوض كنيد.

در واقع 101يك مسابقه نيست بلكه يك نمايش است. بيننده ها هيجان دارند ولي در اصل ماجرا خبري از هيجان نيست. مدام كات دادن و تكرار برداشت. ضبط هر برنامه 5 ساعت طول مي كشد.

اينهم نوعي ديگر از كلاه برداري و احمق فرض كردن مخاطبان است. مبارك آقاي ضرغامي باشد.

كردان! گوش كن….

اکتبر 13, 2008

1-اگر در يك مجلسي باد بي صدايي از تو خارج شد مي تواني قسم بخوري كه كار تو نبوده اما وقتي گوزيدي بايد به خنده برگزار كني والا مفتضح مي شوي.

2- از آقاي كردان كه سابقه ازاله بكارت هم در كارنامه اش دارد و لابد در آن ماجرا هم حسابي از دست زنش كشيده و مجبور به استفاده از قسم ها و آيه هاي فراوان شده انتظار مي رفت در اين مورد جعل كوچك هوشمنانه تر عمل كند و همانجا كه در مجلس حرفش را زدند تحت عنوان هر چيزي بي خيال وزارت مي شد. حتي مي توانست ژست ناراحت و توهين شدگي هم بگيرد. لكن اين كار را نكرد و در نهايت خودش وادار به اعتراف و عذرخواهي و بخوانيد شكرخوردن شد.

3- يعني تو آدم، اينقدر ديگران را خر فرض كرده اي يا خودت واقعا اينقدر حماري؟ آنهايي كه از امير كبير و شريف فوق ليسانس گرفته اند ( يكي شان خود من) حتي به مخيله شان خطور نمي كند كه مقاله  حاصل از پايان نامه شان را براي دانشگاهي در خارج كشور آن هم نه هر دانشگاهي آكسسسسسفورددددد بفرستند و از آنجا برايشان دكتراي افتخاري ارسال شود. با اين وجود تو آدم درب و داغون كه از فوق ديپلم پله به پله آمده اي بالا ( كه راست و دروغش با خودت) و در يكي از شعبات دانشگاه آزاد مثلا فوق ليسانس گرفته اي فكر كرده اي با پايان نامه اي كه در دانشگاه آزاد ارائه داده اي چنين چيزي ممكن است؟ بابا اعتماد به نفس! خجالت كه مي دانم نمي كشي اما يادآوري كنم كه وقاحت هم حدي دارد.

4- گفته اي كه نماينده آن دانشگاه 3000 دلار از تو گرفته است ظاهراً. و تو باز هم فكر كرده اي كه اين روال دانشگاه است؟ چطور دانشگاهي كه افتخار مي كند به تو مدرك داده از تو به خاطرش پول مي خواهد؟ نه برادر! تو اينقدرها هم احمق به نظر نمي رسي.

5- يك زماني تلويزيون مشهد با جوان 27 يا 28 ساله اي مصاحبه كرد و گفت اين آقا نابغه است و چند تا دكترا دارد و غيرو . وحتي امام جمعه ايشان را تمجيد و تحسين كرد، بساطي بود و ما جلو تلويزيون كف كرديم… دوستان مشهدي يادشان است. هفته بعد دانشجويان مشهد به خوابگاه دعوتش كردند و پرسيدند كه خب كي وارد دانشگاه شدي كي فلان درس را گذراندي كه چه كردي و نكردي كه سه تا دكترا گرفتي … طرف دو سه ساعتي مقاومت كرد… در نهايت با دو تا تلفن به دانشگاه شيراز…قضيه لو رفت… يكي از استادها سر كلاس گفت:” فقط اين يك نفر فهميد كه در اين مملكت چه خبر است.”

5- هر دوي ما (و سايرين) مي دانيم كه تو با علم به اين كه داري مدرك تقلبي مي گيري اينكار را كردي. با خودت فكر كردي اوضاع خر تو خر است ( كه درست فكر كردي) گفتي يك دكتراي مي گيريم پولش را با يك سال تدريس در دانشگاه آزاد در مي آوريم. فكر كردي مملكت صاحب كه ندارد ما هم مي چپانيم. حالا همه اينها كه درست بوده، اما با چه رويي به دانشجويان فوق ليسانس درس مي دادي؟ اصلا چه چيزي را درس مي دادي؟ پدر سوختگي كه نبوده احتمالاً؟

7- همه اين كارها را كردي؟ قبول. خجالت سرت نمي شود؟ قبول. پول دانشگاه آزاد نوش جانت. معاونت لاريجاني از شير مادرت حلال تر. روزي كه احمدي نژاد پيشنهاد وزارت را بهت مي داد به اين فكر نكردي كه من به قدر كافي به اين ملت فرو كرده ام ديگر اين يك قلم را قبول نكنم؟ و چند روز پيش كه خبرنگارها در مورد مدركت مي پرسند مي گويي مملكت مسائل مهم تر دارد؟ واقعاً كه مسائل اين مملكت را بايد هم امثال تو حل كنند. واقعا كدخداي ده كه محمود باشد تعزيه خوانش هم تو عوضعلي بايد باشي.

8- مي گويند روز قيامت سخت و دردناك و پر از تشنگي و آتش و شلاق و داد و فرياد فرشتگان است. آنهم به زبان عربي و لهجه 1400 سال پيش. خدا رحم كند… با اين وجود حاضرم همه سختي هايش را تحمل كنم تا چند نفر خاص را ببينم كه افسار بسته اند به دهنشان و كشان كشان مي آورندشان

دولت شرمنده از رو نمي رود.

اکتبر 11, 2008

1- دوستي كه با واسطه از بيت خبر مي آورد مي گويد كه نظر آقا بر آمدن خاتمي است و اين مطلب را هم به ايشان به طريقي گفته است. مي گويد آقا از دولت فعلي ناراضي است اما برخي ملاحظات و نگراني ها كه بي ارتباط به فعاليت هاي برخي اعضاي بيت در انتخابات قبل نيست، باعث شده كه اين حمايت ظاهري ادامه يابد. نظر آقا بر حضور خاتمي و تغيير شرايط است. ( من هم مثل شما اين خبر را كه حدود دو هفته پيش شنيدم باور نكردم.)

2- خاتمي در حدود ده روز قبل براي آمدن دو شرط گذاشت. سوال اينجاست كه اين شرط ها را براي چه كسي گذاشته است؟ براي مردم؟ مردم غلط بكنند كه شرط به جا بياورند. مردم خروراري چند؟ …… پس براي خودش و دوستان هم حزبي اش؟ بعيد است تا اين حد از منطق فاصله گرفته باشد. آدم براي خودش شرط نمي گذارد….. خب حدس شما درست است. خاتمي براي كسي شرط گذاشته كه از او خواسته بيايد و مي تواند آن شرط ها را هم به جا بياورد. ( خبر بد براي همه فعالان اجتماعي و معتقدان به حضور و نقش مردم.) يعني خبر منقول در بالا به طريقي تاييد مي شود.

3- حرف هاي جديد سيد محمد فراتر از شرط هاي گنگ و بي مخاطب قبلي است. انتقادات صريح از احمدي نژاد و اظهار نظرات هسته اي و حتي صحبت هايي درباره برنامه دولت آينده در رفع فقر و فساد و تبعيض تنها يك معنا دارد:

رئيس جمهور آينده ايران – با حمايت رهبري – شخص سيد محمد خاتمي است.